|
هزاران بار قسم خوردم که نامت را به زبان نیاورم ولی چه کنم که آن قسم هم به نام تو بوده...
من از تجربه های تلخ آموختم که هیچ شاخه ای از هیچ ساقه ای جدا نیست و هیچ ساقه ای از هیچ برگی راضی نیست...برگ از درخت دلخوره پاییز بهانه ای بیش نیست...پرنده همیشه بر درخت ثابت نیست...اما تو بی حاصل به خاک ایمان آوردی؟...میشه مثل یه قطره اشک منو از چشمهات بندازی...ولی من نمی تونم جلوی اشکم رو که از رفتن تو سرازیر شده بگیرم...ببین ..من یه دل دارم که کارش منت کشیدنه....تو مقصر نیستی خودم خواستم کنار آرزوهات اردو بزنم...
فرق تقدیرو جنون رو هیچ کس به ما نگفته....
بزار اتفاق آخر واسه جفتمون بیافته.... التماس دعا
|